السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
208
جواهر البلاغة ( فارسى )
توجه كنيد اين شعر در بلاغة الواضحه همينگونه نقل شده است . « 1 » ليكن در جواهر البلاغه اينگونه ضبط شده است : رفيع العماد طويل النّجا * دساد عشيرته أمردا بلندپايه ، بند شمشيرش دراز بود و در نوجوانى بر قومش رهبرى و آقايى داشت . اين نقل جواهر البلاغه كاملا با پاورقى آن مخالف است و پاورقى آن با نقل بلاغة الواضحه سازگار است . خلاصه : در اين شعر « رفيع العماد » كنايه از صفت رفعت و عظمت ، و « طويل النجاد » كنايه از طول قامت است ، و در اين دو كنايه انسان بدون واسطه از معنى منتقلعنه ( بلندى ستون و پايه ) و ( بلندى بند شمشير ) به معنى « منتقلاليه » يعنى رفعت مقام و بلندى قد ، دست پيدا مىكند . ب - و كنايه بعيده و هى ما يكون الانتقال فيها إلى المطلوب بواسطة أو بوسائط نحو « فلان كثير الرّماد » كناية عن المضياف و الوسائط : هى الانتقال من كثرة الرّماد إلى كثرة الإحراق و منها إلى كثرة الطّبخ و الخبز و منها إلى كثرة الضيوف و منها إلى المطلوب و هو المضياف الكريم . ب - كنايهء بعيده ، و آن كنايهاى است كه انتقال از آن به مطلوب با يك واسطه يا چندين واسطه است . مانند : « فلان كثير الرّماد » فلانى خاكسترش زياد است . كه كنايه از مهماننوازى است . و واسطه عبارت است از : انتقال از زيادى خاكستر به زيادى سوزاندن [ هيزم مثلا ] و از زيادى سوزاندن به فراوانى پختن و نان ، و از فراوانى پختن به كثرت ميهمانان ، و از كثرت مهمانان به مطلوب كه مهماننواز بخشنده است . « مطلوب » : مكنىعنه ، آنچه از آن كنايه آورده شده است . « مضياف » : مهماننواز . در فارسى تعبير « در خانه باز » به جاى عبارت « كثير الرّماد » در عربى به كار مىرود . القسم الثانى - الكناية الّتى يكون المكنىّ عنه موصوفا بحيث يكون امّا معنى واحدا « كموطن الأسرار كناية عن القلب » . قسم دوم كنايهاى است كه مكنىعنه آن موصوف است « 2 » و آن گاهى يك
--> ( 1 ) - بلاغة الواضحه ، ص 123 ( 2 ) - يعنى مكنىعنه در آن كنايهء ذاتى باشد كه با معنى مفهوم از كلام ملازم باشد .